معنی نزاقت
6 بازدید
[ نَ قَ ] (از ع، اِمص) مصدر منحوت از نَزق. سبکی. شتاب کردن به وقت خشم : و ترقی سن که لجام نزاقت شبان دست بالا گرفت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «نزاقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر