معنی نزادن
6 بازدید
[ نَ دَ ] (مص منفی) نزائیدن. نازادن. مقابل زادن. رجوع به زادن شود. || حاصل نشدن. به دست نیامدن : راست گوی و راست جوی و از هوی پرهیز کن کز هوی چیزی نزاد و هم نزاید جز عنا. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «نزادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر