معنی نریوسنگ
6 بازدید
[ نِ یُ سَ ] (اِخ) فرزند دهاول . دستور معروف پارسیان مقیم هند است. وی در اواخر قرن دوازدهم م. در سنجان [ شهری که زرتشتیان پارسی از ایران بدانجا مهاجرت کردند ] می زیست و با تبحری که در زبانهای پهلوی و سانسکریت و اوستا داشت قسمت هائی از اوستا را به زبان سانسکریت ترجمه کرد.
کلمات همقافیه با «نریوسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر