معنی نرگسه

معنی نرگسه

5 بازدید
[ نَ گِ سَ / سِ ] (اِ مرکب) از: نرگس + ه (پسوند نسبت و شباهت). نرگسک. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || گلی باشد از عاج یا استخوان دیگر که به صورت نرگس تراشیده بر سقف خانه ها نصب کنند. (فرهنگ نظام) (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از جهانگیری) (از انجمن آرا). گلهائی که بنایان بر سقف خانه شبیه به گل نرگس بسازند. (فرهنگ خطی). قبه که از سنگ یا چوب و غیره بر سقف عمارات و دروازه ها می سازند و بر گرد آن گلها نشانند. (غیاث اللغات). گلی مصنوع که زنان بر سر زنند یا بنایان بر سقف و دیوار از گچ و جز آن کنند و عرب آن را با قلب نقرس کرده و جمعش بر نقارس می آید. (یادداشت مؤلف). || انتهای دم اسب. (یادداشت مؤلف). || نرگس دان. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || کنایه از ستارگان آسمان. (از جهانگیری). کنایه از کواکب. (از انجمن آرا) (فرهنگ نظام). کنایه از ستاره های آسمانی. (برهان قاطع) (آنندراج): گرد نرگسدان گردون بین هزاران نرگسه هر طرف زین نرگسه صد گلستان آمد پدید. عمید لومکی (از انجمن آرا). در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریخته گردون هزاران نرگسه از سقف مینا ریخته. خاقانی. این صدهزار نرگسه بر سقف این حصار رخسار ما چو نرگس نو زرد کرده اند. خاقانی. || (اِخ) پروین را نیز گفته اند. (برهان قاطع) (از جهانگیری). نرگسهٔ چرخ. ثریا. پروین. پرن. کوهان ثور: بر سقف چرخ نرگسه داری هزار صف از بند آن دو نرگس شهلا چه خواستی. خاقانی. نعل پی اسب اوست وز عمل دست اوست آن ده و دو نرگسه بر سر کیوان او.خاقانی.
[ نَ گِ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراب دورهٔ بخش چگنی شهرستان خرم آباد، در ۹هزارگزی راه خرم آباد به کوهدشت در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۸۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمهٔ نرگسه، محصولش غلات و حبوبات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و بافتن سیاه چادر و جاجیم است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «نرگسه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید