معنی نرگسستان
5 بازدید
[ نَ گِ سِ سْ ] (اِ مرکب) نرگس زار. آنجا که نرگس فراوان رسته باشد: ببالد خرمی بر نوبهار او چه کم دارد تبسم ارغوان زارش تماشا نرگسستانش. خاقانی. خرم آباد عمر از او محکم نرگسستان دل از او بینا.سیف اسفرنگ. چون غمزهٔ دوست گاه دستان با سهم ولیک نرگسستان. ؟ (از ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۱). نرگسستان بود گلشن تا تو بودی در چمن از شکست رنگ گل شبنم قدح سرشار داشت. ناصرعلی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نرگسستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر