معنی نرم گفتن
4 بازدید
[ نَ گُ تَ ] (مص مرکب) ملایم گفتن. سخن به ملایت گفتن. با شرم و ادب سخن گفتن. مقابل درشتی کردن : اگر نرم گوید زبان کسی درشتی به گوشش نیاید بسی.فردوسی. بدو گفت خاقان برو پیش اوی سخن هرچه باید همه نرم گوی.فردوسی. چو پرسدت پاسخ ورا نرم گوی سخن ها به آزرم و باشرم گوی.فردوسی. چو نرم گویم با تو مرا درشت مگوی مسوز دست جز آن را که مر تو را برهود. ناصرخسرو. || آهسته گفتن. زیرلب گفتن : خردمند را سر فروشد ز شرم شنیدم که می رفت و می گفت نرم.سعدی.
کلمات همقافیه با «نرم گفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر