معنی نرمی کردن
6 بازدید
[ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) ملایمت کردن. مدارا کردن. تحمل و بردباری نمودن : جهان مست است نرمی کن که من ایدون شنودستم که با مستان و دیوانه حلیمی بهتر از تندی. ناصرخسرو. به اخلاق نرمی مکن با درشت که سگ را نمالند چون گربه پشت. سعدی (بوستان). چو نرمی کنی خصم گردد دلیر. سعدی (بوستان). نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند. (گلستان چ یوسفی ص ۱۷۳). رجوع به نرمی شود.
کلمات همقافیه با «نرمی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر