معنی نرموره
4 بازدید
[ نَ مو رَ / رِ ] (ص) چیزی لک و گنده را گویند. (از جهانگیری) (از فرهنگ نظام). هر چیز گنده و لک وپک و ناهموار. (برهان قاطع) (آنندراج). هنگفت. ناهموار. گنده. (ناظم الاطباء). || گردکان و فندق بزرگ. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِ) ریسمانی را نیز گفته اند که هر دو سر آن را بر جائی بندند و شخصی در وسط آن نشیند و دیگری دستی بر او زند تا او متحرک شود و آید و رود و بعضی گویند ریسمانی است که در ایام جشن و عید از جائی آویزند و طفلان و زنان بر آن نشینند و در هوا آیند و روند و به عربی اُرجوحة خوانند. (برهان قاطع). ریسمانی که هر دو سر آن به جائی ببندند و در میان آن نشینند و بجنبانند و به هندی جهوله گویند. (فرهنگ نظام) (از رشیدی). بادپیچ. (ناظم الاطباء) (از صحاح الفرس). ارجوحه. لوکانی. غناوه. (زمخشری). چنچولی. تاب. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نرموره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر