معنی نرمودن
5 بازدید
[ نَ دَ ] (مص) باد دادن. || حرکت کردن. نوسان نمودن. جنبان شدن. آمدوشد کردن در هوا. باد خوردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نرمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر