معنی نرمرو
5 بازدید
[ نَ رْمْ رَ / رُو ] (نف مرکب) آهسته رو. مقابل گرم رو. (آنندراج): در آب نرم رو منگر به خواری که تند آید گه زنهارخواری.نظامی. چون ریگ روان نرم روان مانده نگردند واماندگی راه نوردان ز شتاب است. صائب (از آنندراج). || اسب راهوار و رام و دست آموز. (ناظم الاطباء). ستوری که صاف و هموار رود و سوار خود را تکان ندهد و رنجه نسازد.
کلمات همقافیه با «نرمرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر