معنی نرمخوی
4 بازدید
[ نَ ] (ص مرکب) پسندیده خوی. (آنندراج). دَهْثَم. دَهّاس. دَمیث. (منتهی الارب). دمث. ذلولی. (یادداشت مؤلف). نرم خو. رجوع به نرم خو شود: انصاف میدهم که چو روی تو روی نیست گل در مزاج لطف چو تو نرم خوی نیست. امیرحسن دهلوی.
کلمات همقافیه با «نرمخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر