معنی نرمادگی
3 بازدید
[ نَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) نرماده بودن. خنثی بودن. صفت نرماده. رجوع به نرماده شود. || (اِ مرکب) چیزهائی که بدان قفل بسته شود و آن را در عرف هند جهر گویند. (آنندراج). چفت رزهٔ در. (ناظم الاطباء): هست از اهل هند امّید گشایش سادگی کارشان بستن بود چون قفل از نرمادگی. سعید اشرف (از آنندراج). || کلید قفل. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نرمادگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر