معنی نرماده
6 بازدید
[ نَ دَ / دِ ] (ص مرکب) خنثی. (بحر الجواهر) (ناظم الاطباء). آنکه آلت مردان و زنان هر دو را دارا باشد. (ناظم الاطباء): همچو خنثی مباش نرماده یا همه سوز باش یا همه ساز.سنائی. لاف مردی زنی و زن باشی همچو خنثی مباش نرماده.سعدی. || (اصطلاح گیاه شناسی) گیاهی که هر گل آن شامل جهاز نر و جهاز ماده باشد چون اطلسی و امرود. || ذوجنبتین . (لغات فرهنگستان). || (اِ مرکب) چفت رزه. قلابه. پیچ. لولب. (ناظم الاطباء). - نرمادهٔ در؛ چفت رزهٔ در. (ناظم الاطباء). || زن و مرد. مذکر و مؤنث : کفی خاکم و قطره ای آب سست ز نرماده ای آفریده نخست.نظامی. مرقع برکش نرماده ای چند شفاعت خواه کارافتاده ای چند.نظامی.
کلمات همقافیه با «نرماده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر