معنی نرم‌آهن

معنی نرم‌آهن

4 بازدید
[ نَ هَ ] (اِ مرکب) اسم فارسی حدید انثی است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). ساجون. (مهذب الاسماء). مَذیل. آهن بر سه گونه است: شابورقان و نرم آهن و فولاد مصنوع و شابورقان همان فولاد طبیعی است و فولاد مصنوع از نرم آهن است. (مفردات قانون ابن سینا). آهن نرم. معرب آن نرماهن است و آن به نوعی از آهن که نرم است اطلاق شود. (دزی ج ۲ ص ۶۵۵ از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): نعل اسبان شد آنچه نرم آهن تیغ شاهان شد آنچه روهیناست. مسعودسعد. یک جزو مغنسیا بباید گرفت با یک جزو بسد و یک جزو زنگار آنگه هر سه را خرد بساید آنگه یک من نرم آهن بیاورد. (نوروزنامه). به نزد چون تو بی جنسی چه دانائی چه نادانی به دست چون تو نامردی چه نرم آهن چه روهینا. سنائی. || (ص مرکب) کنایه از زبون. سست. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). کم زور. ضعیف. ناتوان. (ناظم الاطباء). نرم شمشیر. نامرد. ترسنده. (فرهنگ نظام) (آنندراج). رجوع به نرم آهنی شود.

کلمات هم‌قافیه با «نرم‌آهن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید