معنی نرسک
6 بازدید
[ نَ رَ ] (اِ) نرسنگ. نسک. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین از هرمزدنامه). نام غله ای است که به عربی عدس گویند. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا) (از جهانگیری). عدس. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ نظام) (از محیط اعظم) (از تحفهٔ حکیم مؤمن) (از منتهی الارب). آن را نسک و مرجمک نیز گویند. (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «نرسک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سک» برای سرودن شعر