معنی نرخ نهادن
5 بازدید
[ نِ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) معین کردن حکومت قیمت و بهای چیزی را. (ناظم الاطباء). تسعیر. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). اسعار. تقویم : خاشاک و خار قیمت دُرّ و گهر گرفت آنجا که تیغ غمزهٔ او نرخ جان نهاد. ثنائی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نرخ نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر