معنی نرخ بالا کردن
6 بازدید
[ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) بسیار کردن نرخ. مقابل نرخ شکستن. نرخ بلند کردن. (آنندراج). بر قیمت افزودن. گران کردن : هر دو عالم قیمت خود گفته ای نرخ بالا کن که ارزانی هنوز. امیرخسرو (از آنندراج). رو به درگاه شفیع هر دو دنیا می کنم ناز عصیان را ز رحمت نرخ بالا می کنم. زلالی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نرخ بالا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر