معنی نراقی

معنی نراقی

6 بازدید
[ نَ ] (اِخ) احمد (حاجی...) ابن حاج ملامهدی یا محمدمهدی، معروف به نراقی. از اکابر دانشمندان و فقهای امامیهٔ قرن سیزدهم هـ . ق. است. وی اشعار عرفانی فراوانی سروده است و در شعر «صفائی» تخلص کرده. مؤلف ریحانة الادب این تصانیف را بدو نسبت کرده است: ۱ -اجتماع الامروالنهی. ۲ - اساس الاحکام، در اصول فقه. ۳ - اسرارالحج. ۴ -حجیةالمظنة. ۵ -خزائن. ۶ - دیوان شعر فارسی. ۷ -سیف الامة. ۸ - شرح تجریدالاصول. ۹ -طاقدیس، شامل مثنویات او. ۱۰ -عین الاصول. ۱۱ -مستند الشیعة فی احکام الشریعة. ۱۲ - معراج السعادة. ۱۳ -مفتاح الاحکام. ۱۴ - مناهج الوصول. وی در وبای عام قریهٔ نراق به سال ۱۲۴۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: تاراج کنی تا کی ای مغبچه ایمان ها کافر تو چه می خواهی از جان مسلمان ها پروانه صفت گردم گرد سر هر شمعی از روی تو چون روشن شد شمع شبستان ها. * بدین دردم طبیبی مبتلا کرد که درد هر دو عالم را دوا کرد خوشاحال کسی کاندر ره عشق سری درباخت یا جانی فدا کرد در میخانه بر رویم گشادند مگر میخواره ای بر من دعا کرد صفائی تا مرید میکشان شد عبادتهای پیشین را قضا کرد. * در حیرتم آیا ز چه رو مدرسه کردند جائی که در آن میکده بنیاد توان کرد. * از بیم ملامت رهم از میکده بسته است از خانهٔ ما کاش به میخانه دری بود. * تا مغبچگان مقیم دیرند در دیر مغان مرا مقام است آن آیه که منع عشق دارد واعظ بنما به من! کدام است و آن می که به دوست ره نماید آخر به کدام دین حرام است گفتیم بسی ز عشق و گفتند این قصه هنوز ناتمام است. رجوع به ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۸۳ و روضات الجنات ص ۲۷ و هدیةالاحباب ص ۱۸۰ و مستدرک الوسائل ص ۳۸۴ و قصص العلماء ص ۱۰۳ و اعیان الشیعه ج ۱۱ ص ۲۴۹ و ریاض العارفین ص ۴۶۳ شود.
[ نَ ] (اِخ) محمد (حاج ملا...) ابن حاج ملااحمد نراقی، ملقب به عبدالصاحب و معروف به حجةالاسلام. از علمای امامیه است. از تألیفات اوست: ۱ -انوارالتوحید، در علم کلام. ۲ -المراصد، در اصول. ۳ - مشارق الاحکام، در فقه. وی در سن ۸۰سالگی به سال ۱۲۹۷ هـ . ق. در کاشان وفات یافت. رجوع به ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۸۶ و هدیةالاحباب ص ۱۸۱ و احسن الودیعه ج ۱ ص ۸۲ شود.
[ نَ ] (اِخ) مهدی یا محمدمهدی (حاج ملا...) ابن ابوذر نراقی کاشانی، موصوف به خاتم المجتهدین. از فقهای شیعه و حکیم و ریاضی دان و ادیب قرن دوازدهم هـ . ق. است. از تألیفات اوست: ۱- انیس التجار، در قواعد تجارت. ۲- انیس المجتهدین، در فقه و اصول. ۳- انیس الموحدین، در اصول دین. ۴- التجرید یا تجریدالاصول، در اصول فقه. ۵- التحفة الرضویة فی المسائل الدینیة. ۶- جامع الافکار و ناقدالانظار، در اثبات واجب الوجود. ۷- جامع السعادات، در اخلاق. ۸- لوامع الاحکام، در فقه. ۹- محرق القلوب، در مصائب اهل بیت. ۱۰- مشکلات العلوم. ۱۱- معتمدالشیعة، در احکام. ۱۲- منسک حج. وی به سال ۱۲۰۹ هـ . ق. در نجف وفات یافت. رجوع به ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۸۶ و روضات الجنات ص ۶۷۵ و مستدرک الوسائل ص ۳۹۶ و هدیةالاحباب ص ۱۸۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نراقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید