معنی نذیرة
6 بازدید
[ نَ رَ ] (ع ص، اِ) تأنیث نذیر. رجوع به نذیر شود. || آنچه نذر دهند. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || فرزند که او را مادر و پدرش خادم یا قیم معبد و کلیسا گردانند. مذکر و مؤنث در وی یکسان است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || طلیعهٔ لشکر که از امور دشمن آگاه سازد و ترساند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ج، نذائر. || (اِمص) انذار. (اقرب الموارد) (المنجد).
کلمات همقافیه با «نذیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر