معنی نذل
6 بازدید
[ نَ ] (ع ص) فرومایه. ناکس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). خسیس از مردم. (از اقرب الموارد). خوار. حقیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خوار در جمیع احوالش. (از اقرب الموارد). خسیس. محتقر. (المنجد). || ساقط در دین یا در حسب. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ج، انذال، نُذول.
کلمات همقافیه با «نذل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذل» برای سرودن شعر