معنی ندیم مشهدی
5 بازدید
[ نَ مِ مَ هَ ] (اِخ) زکی (میرزا...)، مشهدی الاصل اصفهانی المنشأ، متخلص به ندیم. از شاعران قرن دوازدهم است، و به عهد شاه سلطان حسین صفوی ملازم محمدزمان خان بیگدلی سپهسالار خراسان بود، سپس به خدمت نادرشاه رسید و سرانجام به هنگامی که نادر به بغداد لشکر کشید وی از خدمت سلطنت استعفا خواست و در آنجا مقیم گشت تا به سال ۱۱۵۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: هر قاصدی که برد به جانان پیام ما اول ز ننگ کرد فراموش نام ما. کسی به حال کس از بی کسی نمی سوزد به مدعای دل روزگار می سوزم. رقیب از وصل می بالد ندیم از هجر می نالد یکی را گل یکی را خار در پیراهن است امشب. در بر عرب واله لیلی مجنون دیوانهٔ بیستون به شیرین مفتون دست تو ندیم و خاک درگاه نجف {/Bکُلُّ حِزْبٍ بِمََا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ.۸-۱۲۳۰:۳۲/}رجوع به آتشکدهٔ آذر ص ۴۳۰ و صبح گلشن ص ۵۱۳ و قاموس الاعلام ج ۶ و ریحانة الادب ج ۴ ص ۱۸۳ و فهرست کتابخانهٔ مجلس ص ۴۳۸ و ریاض الجنة ص ۹۳۱ و مقالات الشعرا ص ۸۱۲ و عقد ثریا ص ۵۸ و فرهنگ سخنوران ص ۵۹۸ شود.
کلمات همقافیه با «ندیم مشهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر