معنی ندیم مازندرانی
5 بازدید
[ نَ مِ زَ دَ ] (اِخ) محمد (میرزا...). فرزند میرزاکاظم بارفروش ایروانی الاصل. از شعرای قرن سیزدهم و از درباریان فتحعلی شاه قاجار و ندیم خلوت و کتابخوان خاص او بوده است. وی به سال ۱۲۴۱ هـ . ق. درگذشت. او راست: برافروز آتشی در سینه ام ای آه کآن دلبر ز می شد مست و می خواهد ز مرغ دل کباب امشب. یقین که دامن پاکی دریدم از تهمت پی قصاص گریبانم آسمان بگرفت. گفتی چو جان دهی به عوض بوسه ای دهم این خونبهاست مزد وفا را چه می دهی. رجوع به مجمع الفصحا ج ۲ ص ۵۱۴ و فرهنگ سخنوران ص ۵۹۸ و تذکرهٔ طلعت ص ۲۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «ندیم مازندرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر