معنی ندمان
5 بازدید
[ نَ ] (ع ص، اِ) پشیمان. (منتهی الارب) (از منتخب اللغات) (از المنجد) (دهار). || همنشین بزرگان. (منتهی الارب). ندیم. رجوع به ندیم شود. || حریف شراب. (از منتهی الارب) (المنجد). یار شراب. (دهار). هم قدح. (مهذب الاسماء). ج، نَدامی ََ، نُدامی ََ، نِدام. رجوع به ندیم شود.[ نُ ] (ع اِ) جِ ندیم. (المنجد). رجوع به ندیم شود.
کلمات همقافیه با «ندمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر