معنی ندفی
6 بازدید
[ نَ ] (حامص) حلاجی. (ناظم الاطباء). ندافی. پنبه زنی. رجوع به ندافی شود. - ندفی کردن؛ پنبه زدن. حلاجی کردن. (ناظم الاطباء). ندافی کردن.
کلمات همقافیه با «ندفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر