معنی ندغ

معنی ندغ

6 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) انگبین و آن خوبترین انگبین هاست. (منتهی الارب) (آنندراج). بهترین انگبین. (ناظم الاطباء) || (مص) درخستن به انگشت. (منتهی الارب) (آنندراج). دغدغه کردن کسی را. (از ناظم الاطباء). سرانگشت فرا کسی زدن. (تاج المصادر بیهقی). || گزیدن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج). نیش زدن. || عیب کردن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || خستن به سخن و نیزه زدن. یقال: نَدَغَ بالرمح و بالکلام. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). خستن به گفتار یا به نیزه کسی را. (از اقرب الموارد). || تباه نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج). || نرم مالیده شدن کودک (به صیغهٔ مجهول). (منتهی الارب).
[ نَ / نِ ] (ع اِ) سعتر دشتی. (منتهی الارب) (آنندراج). صعتر بری. (المنجد). آویشن بری. (ناظم الاطباء). صعتر بری و آن گیاهی است که زنبور عسل از آن تغذیه کرده عسل سازد. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «ندغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید