معنی ندرة
6 بازدید
[ نَ رَ ] (ع اِ) پاره ای از زر که در کان یافته شود. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). قطعه ای از طلا یا نقره که در معدن یافته شود. (از المنجد). || (اِمص) نُدْرَة. رجوع به نُدرَة شود. - فی الندرة؛ گاهی. بعد چند روز. (اقرب الموارد). به ندرت: لقیته فی الندرة؛ فیما بین الایام. - نَدرَةً؛ لقیته ندرةً؛ ملاقات کردم از وی گاهی و بعد چند روز. (منتهی الارب). || (مص) یک باره تیز دادن به سرعت. (منتهی الارب) (آنندراج). به شتاب و عجله تیز دادن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از تاج المصادر بیهقی).[ نَ / نُ رَ ] (ع اِمص) اسم است از ندر و ندور به معنی کمیاب شدن. (اقرب الموارد). رجوع به ندرت شود. || (اِ) آنچه از میان چند چیز ظاهر و آشکار گردد و از میان چیزی برآید و ساقط شود. (ناظم الاطباء).[ نُ رَ تَنْ ] (ع ق) گاه گاه. به ندرت. (ناظم الاطباء). رجوع به ندرتاً شود.
کلمات همقافیه با «ندرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر