معنی ندبت
4 بازدید
[ نُ بَ ] (ع اِ) ندبة: به جان خود سوگند میخورم که رزیت امیر و ندبت بر او بر مشاطرت است میان عموم برایا. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۹). به ندبت و اظهار کربت بر این امیر جلیل... همداستان شدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۴). رجوع به نُدبة و نُدبه شود.
کلمات همقافیه با «ندبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر