معنی ندانمکار
6 بازدید
[ نَ نَ ] (ص مرکب) جاهل. بی تجربه. که صلاح کار خود نداند. که مجرب و آزموده نیست و به زیان خود بی تعمق اقدامی کند.
کلمات همقافیه با «ندانمکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر