معنی نداری
5 بازدید
[ نَ ] (حامص مرکب) ناداری. بی نوائی. ندار بودن. فقر. تهیدستی. ندارائی. - امثال: نداری عیب نیست. || ندار بودن. در قمار با هم ندار بودن. رجوع به ندار شود.
کلمات همقافیه با «نداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر