معنی نخیلة
4 بازدید
[ نُ خَ لَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر نَخْلة است. (از اقرب الموارد). رجوع به نخل شود. || سرشت. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). طبیعت. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خیرخواهی. پند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نصیحت. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).[ نَ لَ ] (ع اِ) واحد نخیل است. رجوع به نخیل شود. || نصیحت خالص. || نیت خالص. ج، نخائیل. گویند: لایقبل اللََّه الا نخائیل القلوب؛ أی النیات الخالصة. || طبیعت. (از المنجد). رجوع به نُخَیْلَة شود.[ نُ خَ لَ ] (اِخ) موضعی است در نزدیکی کوفه بر سمت شام. و آن جائی است که علی علیه السلام چون خبر قتل عامل انبار بدو رسید بدانجا رفت و خطبهٔ مشهورش را در ذم کوفیان قرائت فرمود و در آن گفت: اللهم انی لقد مللتهم و ملونی فارحنی منهم، و خود چند روزی پس از این خطبه کشته شد. (از معجم البلدان). نام موضعی در عراق که حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام با خوارج جنگ فرمود. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نخیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر