معنی نخکله
4 بازدید
[ نَ کَ لَ / لِ ] (اِ) گوزی سخت. (لغت فرس اسدی). گوز سخت. گردوی سوزنی. (فرهنگ نظام). گردکانی را گویند که سخت باشد و زود نشکند و مغزش به دشواری برآید. (جهانگیری) (انجمن آرا) (برهان قاطع) (از آنندراج). و آن را چارمغز نیز گویند زیرا که مغزش چهارپاره است. (انجمن آرا). گردو سوزنی. گردو سنجاقی. گردکانی که مغزش به زحمت با سوزن و سنجاق برآید. (فرهنگ خطی). در سبزوار گردوی سوزنی ناخ کله است. (فرهنگ نظام): ای به زفتی عَلَم به گرد جهان برنگردم ز تو مگر بمری گرچه سختی، چو نخکله مغزت جمله بیرون کنم به چاره گری.لبیبی. || بمعنی باز کردن هر چیز با ناخن هم هست، مثل: پشم ها را ناخ کله کن یا موی سر ناخ کله شده، ریشه اش نکه کهله است بمعنی بیرون آینده با ناخن. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «نخکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر