معنی نخچیر کردن
4 بازدید
[ نَ کَ دَ ] (مص مرکب) شکار کردن. صید. رجوع به نخچیر شود: نوغزالان همه از دیدهٔ من میگذرند بنشینید در این خانه و نخچیر کنید. سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نخچیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر