معنی نخچیروال
6 بازدید
[ نَ چیرْ ] (ص مرکب) نخچیرانگیز. (لغت فرس اسدی). فرهنگ نویسانِ بعد از اسدی مقصود از لفظ «نخچیرانگیز» را «شکاری» فهمیدند، لیکن ظاهر لفظ کسی است که شکار را به طرف شکاری میراند چنانچه در شکار جرگهٔ پادشاهان و بزرگان می کنند، جمعی شکارها را به طرف ایشان میرانند. لفظ «وال» که متصل به نخچیر شده هندی است که ظاهراً در زمان محمود غزنوی به ایران آمده، مثلاً در کلمهٔ کوتوال. (از فرهنگ نظام). و ممکن است مصحف نخچیروان باشد. کردی: نچیروان (شکارچی)، نچروان . (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || مرد شکاری. شکارانداز. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). شکارکننده. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نخچیروال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر