معنی نخودآب
5 بازدید
[ نُ خُدْ ] (اِ مرکب) نوعی از پرهیزانهٔ بیماران که از گوشت بی چربی و نخود جوشانیده در آب ترتیب دهند. (ناظم الاطباء). ابوحنیفه. (مهذب الاسماء). آبگوشتی رقیق از گوشت و آب نخود بیمار را، گوشت آن کم است و نخود و آبش بیشتر. جوذآبه. حمصیه. (یادداشت مؤلف): و طعام نخودآب دهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). گر تو خواهی نخودآبی که تو را سود دهد زعفران با عرق گل ببر آنجا در کار. بسحاق.
کلمات همقافیه با «نخودآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر