معنی نخوانده
5 بازدید
[ نَ خوا / خا دَ / دِ ] (ن مف مرکب) ناخوانده. مقابل خوانده. بی دعوت. رجوع به ناخوانده شود. || که درس نخوانده است. که چیزی نخوانده و نیاموخته است. - نخوانده ملا؛ عامی و بی سواد مدعی دانش.
کلمات همقافیه با «نخوانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر