معنی نخنما
17 بازدید
[ نَ نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) نخ نما شدن قالی و جامه و جز آن؛ سوده و فرسوده شدن آن به کثرت استعمال چنانکه پود آن برود و تار که در زیر پود از چشم پنهان بود نمایان گردد. مندرس شدن. فرسوده شدن.
کلمات همقافیه با «نخنما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر