معنی نخل موم
4 بازدید
[ نَ لِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) درخت پرگل یا پرمیوه که از موم الوان سازند. (غیاث اللغات). نخل مومین. شبیه نخل که از موم کنند: طبع مسکینت محصص از هنر همچو نخل موم بی برگ وثمر. مولوی (از جهانگیری). || کنایه از شمع است : روی گرمی چو نبینیم به کس وانشویم نخل مومیم به جز شعله که چیند بر ما؟ کلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نخل موم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر