معنی نخلی
3 بازدید
[ نَ ] (ص نسبی) چون نخل. به شکل نخل. مانند نخل. - بواسیر نخلی؛ آن بود که شاخها و بیخهای بسیار دارد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).[ نَ ] (ص، اِ) در تداول، نخری. بچهٔ اول زنی. (یادداشت مؤلف). - شکم نخلی.
کلمات همقافیه با «نخلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر