معنی نخف
8 بازدید
[ نَ ] (ع مص) دمیدن بز، یا عطسه مانندی برآوردن، یا آواز بینی چون آب اندازد، یا سخت دم زدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). نخیف. (المنجد).
کلمات همقافیه با «نخف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خف» برای سرودن شعر