معنی نخستزاد
6 بازدید
[ نُ خُ / نَ خُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) نخست زاده. فرزند اول. نخری. (ناظم الاطباء). نخستین زاد. فرزند اکبر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «نخستزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر