معنی نخروش
4 بازدید
[ نَ رَ وِ ] (ع ص) جرو نخروش؛ توله سگ به حرکت آمده. || کلب نخروش؛ سگ جنگجو. (ناظم الاطباء). رجوع به نخورش شود.
کلمات همقافیه با «نخروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر