معنی نخرة
8 بازدید
[ نَ رَ ] (ع اِ) سخت وزیدن باد. (ناظم الاطباء). رجوع به نُخْرة شود.[ نُ رَ ] (ع اِ) سختی وزیدن باد. (منتهی الارب). شدت هبوب باد. (از المنجد). سخت وزیدگی باد و طوفان. (ناظم الاطباء). شدت وزش باد. (از اقرب الموارد). || نُخَرَة. رجوع به نُخَرة شود.[ نُ رَ / نُ خَ رَ ] (ع اِ) پیشِ بینی اسب و خر و خوک و جز آن و شکاف آن، یا مابین دو سوراخ بینی، یا نوک آن. (منتهی الارب) (آنندراج). پیش بینی. (مهذب الاسما). ارنبة الانف. مقدم بینی. (المنجد). نوک بینی مرد و شتر و اسپ و سگ و جز آن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، نُخَر.[ نَ خِ رَ ] (ع ص) استخوان پوسید و ریزه ریزه شده. (از منتهی الارب) (از آنندراج). پوسیده و کهنه. (مهذب الاسما). پوسیده. بالیه. (یادداشت مؤلف). تأنیثِ نخر. رجوع به نَخِر شود. || استخوان میان کاواک که چون باد به وی رسد آواز از آن برآید. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نخرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر