معنی نخر

معنی نخر

7 بازدید
[ نُ ] (ص) نخست. (از جهانگیری). رجوع به نخری شود.
[ نَ خَ ] (ع مص) پوسیده و ریزه ریزه گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نخر. (منتهی الارب). رجوع به نَخْر شود.
[ نَ ] (ع مص) دراز کشیدن آواز را در بن بینی، یا بانگ کردن بینی. (منتهی الارب) (آنندراج). کشیدن صدا و نفس را در خیشوم ها. (از اقرب الموارد). بانگ کردن بینی. (زوزنی). نخیر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || دست در منخر ماده شتر کردن و آن را مالیدن تا شیر دهد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطبا). || پوسیدن. ریزه ریزه گردیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). پوسیده شدن استخوان و چوب. (زوزنی) پوسیده شدن. (تاج المصادر بیهقی). نَخَر. (منتهی الارب). پوسیده شدن استخوان. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۹۸).
[ نَ خِ ] (ع ص) پوسیدهٔ فروریخته. (منتهی الارب). پوسیده و ریزه ریزه شده. (ناظم الاطباء). یقال: عظم نخر و عظام نخرة و نخرات. یکون للانسان و الشاة و الناقة و الفرس و الحمار. (اقرب الموارد). || میان کاواک از استخوان که چون باد به وی رسد آواز برآید. (ناظم الاطباء).
[ نُ خَ ] (ع اِ) جِ نُخْرة. || جِ نُخَرة.
[ نُ خُ ] (ع ص، اِ) جِ ناخر. رجوع به ناخر شود.

کلمات هم‌قافیه با «نخر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید