معنی نخجیرگان
4 بازدید
[ نَ ] (ص مرکب) شکارچی. صیاد. قناص وحوش. (یادداشت مؤلف): تو خود دانی که ویرو چون جوان است به دشت و کوه بر نخجیرگان است. (ویس و رامین).[ نَ ] (اِخ) نام نوائی است از موسیقی که باربد مصنف آن است. (از جهانگیری). رجوع به نخچیرگان شود.
کلمات همقافیه با «نخجیرگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر