معنی نخجیروان
5 بازدید
[ نَ جیرْ ] (ص مرکب، اِ مرکب) مرد شکاری. شکارانداز. (جهانگیری): در آن هفته نخجیروانی ز دشت بدان سو که جرماس بُد برگذشت.اسدی.[ نَ جیرْ ] (اِخ) دهی است از دهستان نیمور بخش حومهٔ شهرستان محلات، در ۱۵ هزارگزی مشرق محلات و ۵ هزارگزی شمال جادهٔ شوسهٔ دلیجان به خمین، بر ساحل رودخانه در دامنهٔ معتدل هوائی واقع است و ۶۰۰ تن سکنه دارد. آبش از رودخانهٔ لعل بار و رود قم و محصولش غلات و پنبه و میوهٔ صیفی و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «نخجیروان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر