معنی نخائو
6 بازدید
[ نِ ءُ ] (اِخ) پادشاه مصر در شش قرن پیش از مسیح. وی شامات را تصرف کرد و تا کارکمیش واقع در ساحل فرات پیش رفت و با یوشیا پادشاه یهود جنگید و او را کشت. سرانجام از قشون کلده که به فرماندهی بخت النصر دوم پسر نبوپولاس سار که به مقابلهٔ او آمده بود، شکست سختی خورده فراری به مصر بازگشت (به سال ۶۰۵ ق.م.). (از تاریخ ایران باستان ص ۱۹۲). و نیز رجوع به قاموس الاعلام ج ۶ شود.
کلمات همقافیه با «نخائو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئو» برای سرودن شعر