معنی نحم

معنی نحم

7 بازدید
[ نَ ] (ع مص) گلو روشن کردن و رخیدن یا دم سرد و ناله برآوردن همچو زحیر یا فوق از آن. (منتهی الارب) (از آنندراج). گلو روشن کردن و نحنح نمودن و دم سرد برآوردن و ناله برآوردن همچون زحیر یا فوق آن. (ناظم الاطباء). نحیم. نحمان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). تنحنح کردن چون زحیر یا بالاتر از آن، و عبارت لسان چنین است: «استراح الی شبه انین من صدره»، و گفته می شود: الحمال ینحم و یستعین بنحمه علی حمله. (از اقرب الموارد). || بانگ کردن یوز و امثال آن از درندگان. (اقرب الموارد): نحم الفهد؛ بانگ کرد یوز. (منتهی الارب).
[ نَ حَ ] (ع ق) بمعنی نعم است، یعنی آری. (ناظم الاطباء). لغتی است در نعم. (منتهی الارب). لغتی است سعدیة در نعم. (اقرب الموارد).
[ نَ حِ ] (ع ص) رجل نحم؛ مردی که از جوف او صدائی خارج شود. (از المنجد).
[ نَ حَ م م ] (ع ص) سخت نحیم و ناله. (منتهی الارب). شدیدالنحیم. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نحم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید