معنی نحلی
5 بازدید
[ نُ لا ] (ع ص، اِ) جِ نحیل. رجوع به نحیل شود.[ نَ لا ] (ع اِ) عطیه. بخشش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ نَ ] (ص نسبی) خداوند کبت عسل و نگاهدارندهٔ آن. (ناظم الاطباء). صاحب نحل. پرورش دهنده و صاحب زنبوران عسل.
کلمات همقافیه با «نحلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر