معنی نحص
8 بازدید
[ نَ ] (ع ص) خر مادهٔ نازاینده. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || (مص) ادا کردن حق کسی را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نیک فربه گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ نُ ] (ع اِ) بن کوه، و روی آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (مهذب الاسما). - اصحاب نحص الجبل؛ قتلای احد. (از منتهی الارب). از قتلای روز احد. (ناظم الاطباء). حدیث: یالیتنی غودرتُ مع اصحاب نحص الجبل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نحص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حص» برای سرودن شعر