معنی نحب

معنی نحب

5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) آهنگ. (منتهی الارب) (آنندراج). || همت. (اقرب الموارد). || برهان. || حاجت. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || سرفه. (منتهی الارب) (آنندراج). سعال. (اقرب الموارد). || خواب. (منتهی الارب) (آنندراج). نوم. (لسان العرب). || یوم. (اقرب الموارد). || فربهی. (منتهی الارب) (آنندراج). سمن. (اقرب الموارد). || سختی. (منتهی الارب) (آنندراج). شدت. (اقرب الموارد). || قمار. || موت. || اجل. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || طول. (اقرب الموارد). || مدت. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). روزگار: قضی نحبه؛ مدت به سر آورد. بمرد. (یادداشت مؤلف). || نذر. (اقرب الموارد) (از مهذب الاسما). گویند: قضی نحبه؛ یعنی مرد کشته شد در راه خدا گوئی مرگ نذری بوده است بر گردن وی. هو نحب علیه؛ ای نذر. (اقرب الموارد). || هنگام. (منتهی الارب) (آنندراج). وقت. (اقرب الموارد). || نَفس. || شتر کلان جثه. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || امر بزرگ و سترگ. (منتهی الارب) (آنندراج). خطر عظیم. (اقرب الموارد). || (مص) سخت گریستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). اشدالبکاء. (اقرب الموارد). || آواز برداشتن در گریه. نحیب. (منتهی الارب) (آنندراج). به گریه صدا بلند کردن. (از اقرب الموارد). || با هم گرو بستن به تاختن. (منتهی الارب). || مراهنه. (ناظم الاطباء): نحب به نحباً؛ راهن. (اقرب الموارد). || نذر کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی). چیزی بر خود واجب کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || مردن. (منتهی الارب) (آنندراج). بیمار کردن و بمردن. (زوزنی). || در خواب شدن. || به شتاب رفتن، یا سبک رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). کوشش کردن در سیر. (از اقرب الموارد). سیر سریع یا خفیف. (از اقرب الموارد). || سرفیدن شتر، یا سرفیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). نحاب. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «نحب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید